مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردهاند که در زمستان پیش رو قطع گاز بخشی از صنایع قطعی است و محدودیت گاز و برق صنعتی تا پایان سال ادامه خواهد داشت. ناترازی گاز پدیده تازهای نیست. در زمستانهای گذشته هم کسری گاز در روزهای اوج مصرف به صدها میلیون مترمکعب در روز میرسید و صنایع نخستین بخشی بودند که سهمیهشان کاهش مییافت. امسال این کسری بزرگتر است. طبق ارقام رسمی، آسیبی که در اسفند گذشته به تأسیسات فرآورش گاز عسلویه وارد شد، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت فرآورش کشور را از مدار خارج کرد. جمهوری اسلامی میگوید نزدیک به ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت بازگشته و حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب هنوز جبران نشده است.
صنایع کشور در بهار سال گذشته روزانه حدود ۳۹۷ میلیون مترمکعب و پتروشیمیها حدود ۸۲ میلیون مترمکعب گاز مصرف کردند. کسری ۱۳۰ میلیون مترمکعبی نزدیک به یکسوم مصرف صنایع در آن دوره است. میزان واقعی محدودیت به شدت سرما و نحوه تخصیص گاز بستگی دارد، و در زمستان مصرف خانگی و نیروگاهها در اولویت قرار میگیرند.
کمبود گاز به برق هم میرسد. بخش عمده برق ایران در نیروگاههای حرارتی گازسوز تولید میشود. با کاهش گاز، نیروگاههایی که قابلیت سوختسوزی جایگزین دارند گازوئیل و مازوت بیشتری میسوزانند و اگر سوخت مایع کافی یا بهموقع نرسد، بخشی از ظرفیت تولید برق از دسترس خارج میشود. بنا بر گزارشهای منتشرشده، ذخایر نفتگاز نیروگاهها به حدود سه و دو دهم میلیارد لیتر رسیده است. محل ذخیره، توان حمل و مصرف روزانه نیروگاهها به همان اندازه حجم ذخایر تعیینکنندهاند. سوزاندن مازوت در نیروگاههایی که تجهیزات مؤثر کنترل آلایندگی ندارند، انتشار دیاکسید گوگرد و ذرات معلق را بالا میبرد و در روزهای وارونگی دما کیفیت هوای شهرها را بدتر میکند. کارخانهای که گاز کافی ندارد، ممکن است همزمان با محدودیت برق هم روبهرو شود.
برای جبران بخشی از کمبود گاز صنایع، ذخیره ۷۵۰ میلیون لیتر گازوئیل برنامهریزی شده است. ارزش حرارتی هر لیتر گازوئیل تقریباً برابر یک مترمکعب گاز طبیعی است. اگر تمام کسری ۱۳۰ میلیون مترمکعبی از سهم صنعت کم شود، این ذخیره کمتر از شش روز جای آن را میگیرد، در حالی که فصل سرد حدود سه ماه طول میکشد.
کشوری که دومین ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد، کارخانههایش را در زمستان خاموش میکند.
این کمبود به صنعتی میرسد که هنوز به سطح تولید سال گذشته بازنگشته است. تولید فولاد میانی در سهماهه نخست ۱۴۰۵ با کاهش ۲۸ درصدی به ۶ میلیون و ۲۵۸ هزار تن رسید و تولید اسلب (ورقه) حدود ۶۰ درصد افت کرد. بخش بزرگی از ظرفیت اسلب در اختیار فولاد مبارکه و فولاد خوزستان است که تاسیساتشان در فروردین آسیب دید، و تأمین تجهیزات جایگزین نیروگاه ۹۱۴ مگاواتی مبارکه تاکنون به حدود ۲۰ درصد رسیده است. تولید خودرو در پنج ماه نخست امسال با کاهشی نزدیک به ۳۵ درصد به ۲۶۹ هزار و ۷۱۴ دستگاه رسید. هزینهها هم بالا رفته است. نرخ خوراک گاز صنایع ۱۲ درصد افزایش یافت و دلار در بازار آزاد از حدود ۲۰۵ هزار تومان در اوایل شهریور به حدود ۲۵۹ هزار تومان در ۱۰ مهر رسید. برای صنعتی که تعمیر تجهیزات و تأمین قطعاتش به واردات وابسته است، هر جهش ارزی هزینه نگهداری و بازسازی را بالا میبرد.
در همین ماهها روشن شد که پول نفت کجا رفته است. یکی از مدیران پیشین فروش نفت گفته است که حدود ۱۱ میلیارد دلار از درآمد نفتی تا بهمن ۱۴۰۲ به کشور بازنگشته بود. گزارشها از واگذاری ۸۰ میلیون بشکه نفت به چهار تراستی حکایت میکند و به گفته مقامات جمهوری اسلامی، بخشی از این نفت با چک و سفته و بدون ضمانت بانکی به واسطهها سپرده شد.
شبکه تراستیها برای انتقال درآمد نفت در شرایط تحریم گسترش یافت و در غیاب شفافیت و نظارت، به محل انباشت مطالبات وصولنشده تبدیل شد. بازنگشتن میلیاردها دلار درآمد نفتی، در شرایطی که تعمیر تأسیسات گازی، بازسازی نیروگاههای صنعتی و تامین قطعات یدکی به منابع ارزی نیاز دارد، توان مالی کشور را برای پاسخ به بحران محدودتر میکند. بحران انرژی امسال ریشه در سالها کمتوجهی دارد. ناترازی گاز، کمبود سرمایهگذاری در توسعه میادین و فرسودگی تجهیزات از پیش وجود داشتند و آسیبهای امسال این ضعفها را عمیقتر کرد.
مقامات جمهوری اسلامی هر زمستان از مردم میخواهند مصرف گاز و برق را کم کنند. همان مقاماتی که سالها سرمایهگذاری در میادین گاز را به تعویق انداختند، درآمد نفت را بیضمانت به واسطهها سپردند و منابع کشور را صرف ماجراجوییهایی کردند که سودی برای مردم ایران نداشت. کشوری که دومین ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد، کارخانههایش را در زمستان خاموش میکند. هزینه این حکمرانی را کارگری میپردازد که شیفتش حذف میشود، تولیدکنندهای که خط تولیدش میخوابد و خانوادهای که زمستان را در خانهٔ سرد و هوای آلوده میگذراند. مردم ایران بارها نشان دادهاند که این هزینه را بیپاسخ نمیگذارند.




