Princess Yasmine Pahlavi — special interview with the Communications and Media Office of Prince Reza Pahlavi

گفت‌وگوی ویژه با بانو یاسمین پهلوی؛ روایتی شخصی از زندگی، ایران و مبارزه، ۶ شهریور ۱۴۰۵/۲۵۸۵

دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی گفت‌وگوی ویژه تینا قاضی‌مراد، مدیر این دفتر، با بانو یاسمین پهلوی را در چند بخش منتشر کرد؛ روایتی شخصی از زندگی، کودکان ایران، جاویدنامان و آینده ایران آزاد. بخش‌هایی از این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

بانو یاسمین پهلوی می‌گوید آنچه در شبکه‌های اجتماعی می‌نویسد، همان چیزی است که به آن باور دارد، بی‌آنکه انتظار داشته باشد همه با او موافق باشند یا از آنچه می‌گوید خوششان بیاید.

او از استقلالی می‌گوید که از نوجوانی برایش اهمیت داشته. از اینکه حرف خودش را بزند، نه آنچه دیگران انتظار دارند بشنوند. می‌گوید شاهزاده رضا پهلوی نیز هرگز به او نگفته است چه بگوید یا چه نگوید.

اما مخاطب اصلی بانو یاسمین پهلوی امروز نسل تازه‌ای از ایرانیان است. نسلی که به گفته او بسیاری از معادلات را تغییر داده و مبارزه امروز، پیش از هر چیز، برای آینده آنهاست.

گفت‌وگوی کامل بانو یاسمین پهلوی را در کانال یوتیوب تلویزیون ملی ایران تماشا کنید.

بانو یاسمین پهلوی در گفت‌وگوی ویژه با تینا قاضی‌مراد، مدیر دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی، از دو دهه تلاش برای کمک به درمان کودکان ایرانی در مراکز تخصصی مینه‌سوتا می‌گوید. در این روند، پس از تأیید پزشکان، مسیر دشوار آغاز می‌شد؛ از پیگیری پرونده‌های پزشکی و دریافت ویزا تا انتقال کودکان از روستاهای مختلف ایران، گاه از مسیر ترکیه یا دبی، و اقامت طولانی آنان همراه با پدر یا مادر برای جراحی و ادامه درمان.

هر یک از این کودکان برای او پیوندی ارزشمند با ایران بود. این تلاش‌ها پس از یازده سپتامبر و با دشوارترشدن صدور ویزا برای ایرانیان متوقف شد، اما پیام آن باقی ماند: «نترسیدیم که شاید پول یا امکانات کافی نباشد؛ جلو رفتیم و قدم‌های کوچک، اما بسیار مؤثری برداشتیم.»

بانو یاسمین پهلوی از جایگاه ویژه مجیدرضا رهنورد در قلبش می‌گوید. جوانی که به باور او، حتی در آخرین لحظات زندگی نیز پیامی برای آینده ایران داشت.

مجیدرضا، با چشمانی بسته و در حالی که او را به سوی اعدام می‌بردند، خواست برایش عزاداری نکنند و بر مزارش شادی کنند. بانو یاسمین پهلوی می‌گوید این وصیت، نگاه بسیاری را به سوگواری تغییر داد. سخن جوانی که حتی در آستانه مرگ نیز تسلیم حکومتی نشد که دهه‌هاست می‌کوشد ایران و ایرانی را در سوگ و اندوه نگه دارد.

او مجیدرضا را «جلوتر از زمان خود» و «پیشرو» می‌خواند و می‌گوید: «مجیدرضا مثل مارتین لوتر کینگ یک رویا داشت.» رویایی برای ایرانی دیگر، و شیر و خورشیدی که بر تن مجیدرضا نقش بسته بود، به باور بانو یاسمین پهلوی، از یک نشان فراتر رفت و به نماد انقلابی بدل شد که او از پیشگامانش بود.

بانو یاسمین پهلوی در گفت‌وگوی ویژه با تینا قاضی‌مراد، مدیر دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی، از شوک عمیق دی‌ماه و ترومای جمعی ناشی از سرکوب مردم می‌گوید؛ از تصاویر پیکر جوانان در کیسه‌های سیاه و مادران و پدرانی که نام فرزندان گمشده خود را صدا می‌زدند.

او می‌گوید پس از آن، زندگی گویی از حرکت ایستاد و دیگر هیچ موضوعی جز ایران اهمیت نداشت. با قطع اینترنت و فروبردن کشور در تاریکی، خانواده‌ها از عزیزانشان بی‌خبر ماندند، بسیاری تحت تعقیب یا زخمی بودند و بدون پول و حمایت، راهی برای نجات خود نداشتند.

به گفته بانو یاسمین پهلوی، در آن روزها حتی «تیک‌تیک ساعت» برای مردم داخل ایران معنای دیگری پیدا کرده بود و ایرانیان خارج از کشور نیز پیوسته در جست‌وجوی راهی برای کمک و نجات هم‌میهنانشان بودند.

او این تجربه را ترومایی جمعی می‌داند که هرگز فراموش نخواهد شد و می‌گوید: «شاید تنها پس از نابودی کامل جمهوری اسلامی بتوانیم نفسی بکشیم.»

«کودکان میناب فرزندان ایران‌اند، منتظر نمی‌مانیم جمهوری اسلامی بگوید کدام بچه‌های ایران مهم‌ترند»

بانو یاسمین پهلوی در گفتگویی ویژه با یادآوری کودکان جان‌باخته میناب می‌گوید تصاویر آنان «قلب هر انسانی را می‌شکند». کودکانی که همچون جان‌باختگان دی‌ماه ۹۶، آبان ۹۸ و پرواز اوکراینی، فرزندان ایران‌اند و سوگ هر یک، سوگ همه ماست.

او با انتقاد از بهره‌برداری تبلیغاتی جمهوری اسلامی از جان‌باختگان می‌گوید این رژیم همواره می‌کوشد تعیین کند چه کسی دیده شود، برای چه کسی سوگواری شود و قربانی کدام فاجعه به سود روایت حکومتی است. در حالی که «هیچ مادری با مادر دیگر تفاوتی ندارد» و دادخواهی، حق همه خانواده‌هایی است که عزیزانشان را از دست داده‌اند.

بانو یاسمین پهلوی در بخشی از گفت‌وگوی ویژه با تینا قاضی‌مراد، مدیر دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی، از اهمیت استقلال و حق انتخاب فرزندانش می‌گوید، اینکه دخترانش از پانزده‌سالگی کار کردند تا مسئولیت‌پذیری و معنای ساختن زندگی خود را بیاموزند.

او تأکید می‌کند که می‌خواست دخترانش، اگر روزی آمادگی فعالیت در کنار پدرشان برای ایران را پیدا می‌کردند، این راه را با انتخاب آگاهانه خود و در سنین بالاتر در پیش بگیرند، نه اینکه از کودکی به آنان تحمیل شود.

گفت‌وگوی کامل بانو یاسمین پهلوی را در کانال یوتیوب تلویزیون ملی ایران تماشا کنید.

«در فردای آزادی ایران نقش خود را چگونه می‌بینید؟»

بانو یاسمین پهلوی در گفت‌وگوی ویژه با تینا قاضی‌مراد، مدیر دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی، درباره نقشی که برای خود در فردای آزادی ایران می‌بیند، می‌گوید همسر شاهزاده‌بودن لزوماً نباید جایگاه ویژه‌ای برای او ایجاد کند؛ اما می‌خواهد تا آنجا که در توانش است، صدای مردم ایران باشد.

به باور او، معیار شناخت و قضاوت یک جامعه، نحوه رفتار آن با آسیب‌پذیرترین شهروندانش است. از همین رو می‌خواهد تجربه حرفه‌ای خود را برای ایجاد نهادها و مراکزی به کار گیرد که از این افراد حمایت می‌کنند. نقشی نه بر پایه جایگاه، بلکه بر پایه خدمت، برای برقراری انصاف و عدالت در ایران آزاد.

نخستین تصویر برای بانو یاسمین پهلوی از آینده ایران آزاد، از ویدئوهای قدیمی ایران می‌آید، جوانانی که با کتاب در دست در خیابان‌ها قدم می‌زنند، به دانشگاه می‌روند، در کافه‌ها و پارک‌ها می‌نشینند و لبخند بر لب دارند.

او در گفت‌وگوی ویژه با تینا قاضی‌مراد، مدیر دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی، می‌گوید شادی و سبکی چهره‌های آن جوانان عمیقاً بر او تأثیر گذاشته است و آرزو دارد مردم ایران بار دیگر از تاریکی، بحران و اضطراب بیرون بیایند.

بانو یاسمین پهلوی در گفت‌وگویی ویژه می‌گوید میل به دیده‌شدن و شنیده‌شدن بخشی از طبیعت انسان است. او اعتماد کسانی را که رنج‌ها و دشواری‌هایشان را با او در میان می‌گذارند، افتخاری بزرگ می‌داند و می‌گوید از شجاعت، استقامت و تجربه‌های آنان می‌آموزد.

او با یادآوری گردهمایی ۱۴ فوریه می‌گوید حتی یک لحظه ارتباط چشمی می‌تواند پیوندی عمیق میان انسان‌ها ایجاد کند: «فقط یک ثانیه کافی است تا به کسی انرژی بدهی؛ و در همان حال، خودت نیز از او انرژی می‌گیری.»

بانو یاسمین پهلوی در گفت‌وگوی ویژه با تینا قاضی‌مراد، مدیر دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی، از دهه‌ها بی‌عدالتی، فشار، تهمت و ناروایی علیه خاندان پهلوی می‌گوید؛ رفتارهایی که مشاهده ادامه آن‌ها پس از پیوستن به این خانواده، برایش بسیار دردناک بوده است.

او با اشاره به قدردانی روزافزون مردم ایران از رضاشاه بزرگ، محمدرضاشاه پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی، تجربه خود از تماشای مستند «آریامهر» را روایت می‌کند: «نمی‌توانستم حتی ده دقیقه آن را بدون گریه تماشا کنم.»

آنچه بیش از همه او را متأثر کرد، پاکی و نبود تلخی در نگاه و سخنان محمدرضاشاه پهلوی، با وجود تمام آنچه بر او گذشته بود، است؛ همان ویژگی‌ای که بانو یاسمین پهلوی می‌گوید در شهبانو فرح پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی نیز دیده است.